تبلیغات
... چشمامو بستم ... - بسی جوک

... چشمامو بستم ...

اخ خدا دلگیرم ازت

خبر فوری
پسره خواسته دختره رو بترسونه یه لیوان آب پاشیده تو صورت دختره
.
.
.
دختره صورتشوگرفته داد زده سوختم سوختم .
پسره خندیده گفته احمق آب بود.
دختره دستاشو برداشته از جلو صورتش.پسره دید صورتش عوض شده ترسید پا به فرار گذاشته.باورش شده اسید پاشیده.نفهمیده آرایش دختره پاک شده .میگن هنوز پسره باز نگذشته

ـ

.

ـ

.


اونقده کیف میده به یکی بگی وایسا ازت عکس بگیرم…
بعد ازش فیلم بگیری
عین منگلا نگا میکنه 1 بار امتحان کن!

 .

ـ

.


پسره میگه ..


ﭼﻨﺪﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ ﭼﺎﺩر مامانمو ﺳﺮﻡ ﻛﺮﺩم
ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻨﺪﻩ،ﻳﻬﻮ ﻣﺎمانم ﺗﺎ ﻣﻨﻮ ﺩﻳﺪ ﺟﻔﺖ
ﺩﺳﺘﺎﺷﻮ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﻮﻥ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﺧﺪﺍ
ﺭﻭ ﺷﻜﺮ ﻛﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺧﺪﺍﺭﻭﺻﺪ
ﻫﺰﺍﺭﺭﺭﺭﺭ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﺷﻜﺮ ﻛﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﺸﺪﯼ
ﻭ ﮔﺮﻧﻪ ﻫﻴﭻ ﺍﻣﺎﻡ ﻭ ﺍﻣﺎﻡﺯﺍﺩﻩ ﺍﯼ ﻫﻢ
ﻧﻤﻴﺘﻮﻧﺴﺖ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﺑﺪﻩ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ قیافت

 .

ـ

.


ﺑﺨﻮﻧﯿﺪ ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ ﻣﯿﻤﯿﺮﯾﺪ
.
.
.
.
ﭘﺎﮐﺶ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﻟﻢ ﻧﯿﻮﻣﺪ ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ ﺑﻤﯿﺮﯾﺪ
ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻘﺪ ﺑﺮﺍﻡ ﻋﺰﯾﺰﯾﻦ ಠ_ಠ




نوشته شده در چهارشنبه 12 مهر 1396 ساعت 06:27 ب.ظ توسط خاطره نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Template By : Pichak